Wikiseda Telegram Channel

New music in telegram channel

 

او در تاریخ ۴ بهمن سال ۱۳۴۸ در خیابان ری، کوچه آبشار متولد شده‌است. وی نواختن پیانو را در ۵٫۵ سالگی شروع کرد و اولین استاد وی کاووس سمندر بوده‌ است. خواندن را از نوروز سال ۷۷ شروع کرد و اولین آهنگ وی عیدانه با شعری از مولانا و آهنگ سازی فؤاد حجازی بود.

http://www.alirezaassar2.com    ,وبلاگ رسمی آقای عصار

- ساعت ۶ صبح چهارم بهمن ۱۳۴۸ در یکی از بیمارستان های تهران متولد شد . ۲- در رشته حقوق تحصیل کرده. فرزند اول یک خانواده ۴ نفری است و یک خواهر دارد. ۳- در محله کوچه دردار خیابان ری پا به عرصه وجود نهاد و بزرگ شد. ۴- متاهل است و همسرش عکاس است . ۵- نوازندگی را با پیانویی که از بچگی در خانه شان بود شروع کرده و الان هم چندسالی است که می خواند. ۶- پسردایی مادرش شاعر است و بستگان مادرش همگی اهل موسیقی هستند . اما مهمترین علت گرایش او به موسیقی همان پیانوست و چنانچه آن پیانو نبود شاید اصلا به سمت موسیقی جذب نمی شد. ۷- یادگیری پیانو را ابتدا نزد آقای کاووس سمندر آغازکرد و بعد از ایشان هم استادان دیگری داشت. ۸- در ۱۱سالگی به زنده یاد استاد جوادمعروفی ، معرفی شد و علاوه بر موسیقی سنتی به موسیقی کلاسیک نیز گرایش پیداکرد . سپس با آقای مصطفی پورتراب آشنا شد و نزد ایشان هم نوازندگی را ادامه داد و همزمان نیز کار آهنگسازی را پی گرفت. ۹- معتقد است که خوانندگی جزو بهترین و راحت ترین راه برقراری ارتباط با شنونده است. چرا که خواننده از شعر و موسیقی بهره می برد و از این طریق می تواند با صدای خود به سادگی احساس خود را به مخاطب انتقال دهد. و از سوی دیگر در یک اکیپ موسیقی فقط خواننده است که گویش دارد و متکلم به حساب می آید . از همین رو خواننده بیش از سایر اعضای گروه مطرح شده و به چهره شاخص تبدیل می شود. ۱۰- علاقه بسیار زیاد او به شعر عاملی شد تا به سوی موسیقی رو آورد. او به اشعار مولانا علاقه زیادی دارد . پدرش در ۱۴سالگی دیوان مولانا را به وی اهداکرد و خودش به جرات می گوید که این کتاب مسیر زندگیش را تغییر داد . ۱۱- در صدای او استعداد پرداختن به موسیقی سنتی وجود ندارد و اساسا به همین خاطر است که به موسیقی سنتی علاقه زیادی دارد . ۱۲- از میان خوانندگان سنتی بیشتر از همه از شنیدن صدای مرحوم فرهاد ، بنان و استادشجریان لذت می برد . ۱۳- او اعتقاد دارد که تلفیق موسیقی سنتی و پاپ این توانایی را به ما می دهد که بتوانیم موسیقی سنتی خودمان را به بهترین شکل ممکن ارائه دهیم . زیرا دستگاههای سنتی در موسیقی پاپ نیز کاملا به چشم می خورد . ۱۴- به پیشنهاد فواد حجازی به خوانندگی رو آورد و اولین کاری که خواند عیدانه نام داشت . ۱۵- ترانه عیدانه نوروز سال ۱۳۷۷ از صداوسیما پخش شد و مورداستقبال مردم قرارگرفت. ۱۶- متعاقب ترانه عیدانه از طرف واحد موسیقی ترانه دوم را به وی سفارش دادند که براساس شعر مولانا و تحت عنوان امیدواران آن را اجراکردند. ۱۷- اولین کاستش کوچ عاشقانه نام داشت و علت انتخاب این اسم وجود ترانه ای به نام کوچ در این کاست بود که بعدا کلمه عاشقانه را به آن افزود. ۱۸- قبل از رفتن به واحد موسیقی صداوسیما به واسطه آشنایی با محمد رضا هنرمند (کارگردان سینما ) در فیلم سینمایی ایشان تحت عنوان مردعوضی یک ترانه خواند. ۱۹- او معتقد است که در کشورما از حیث تکنیکی و ساختاری هم موسیقی بد وجود دارد و هم موسیقی خوب . که البته از حیث محتوایی با بحث دیگری مواجه هستیم . ۲۰- او سعی کرد در کارهایش در کنار عشق به مولانا به مسائل اجتماعی نیز توجه کند تا مردم نسبت به کارهایش دقیق تر شوند . ۲۱- در مورد نوع خواندنش می گوید هدفم از این نوع خواندن این است که روی کلماتی که لازم است روی آنان توجه شود تاکید لازم را داشته باشم. و هدف شاعر را همانگونه که فکر می کنم مدنظر شاعر است به مردم منتقل کنم . ۲۲- سال ۶۴ در دانشگاه شهید بهشتی یک کنسرت پیانو اجراکرده و تاکنون چندین کنسرت داشته و همواره برای اجرای کنسرتهایش یافتن یک سالن مناسب برایش بسیار مشکل و دشوار بوده است. ۲۳- با محمداصفهانی در واحد موسیقی سازمان صداوسیما آشنا شد و این آشنایی باعث شد ترانه قدسیان آسمان را باهم دوصدایی بخوانند. که با استقبال بی نظیری روبرو شد . ۲۴- او عقیده دارد که خواندن در حقیقت یک گپ صادقانه و نوعی درددل با مردم است . وقتی می خوانم دوست دارم در مورد مسائل و دردهای مشترک بامردم صحبت کنم . انسانها با یکدیگر مشترکات زیادی دارند. که در قبال موسیقی و آوازخوانی می توان به آن پرداخت. ۲۵- به عقیده او اگر بخواهیم موسیقی ایران را بامقیاس و معیارهای جهانی بسنجیم ما وضعیت چندان خوبی از این حیث نداریم و در مقایسه با موسیقی هایی که در خارج می شنویم خیلی ضعیف هستیم. ۲۶- درمورد ماندگاری موسیقی می گوید یک خواننده اگر اعتقاد قلبی به کار و اشعارش داشته باشد و از لحاظ علمی و تکنیکی هم نقص در آن وجود نداشته باشد به طورحتم کار او مورد پسند مردم قرار خواهدگرفت. و ماندگار خواهدشد. ۲۷- موسیقی پاپی که به شکل امروزی درآمده را نتیجه زحمات هنرمندانی چون پرویز مقصدی و مرحوم واروژان می داند. ۲۸- او معتقد است که موسیقی تاریخ مصرف ندارد . چرا که اگر یک موسیقی برای مخاطب خوب و حاوی پیام واقعی و مناسب بوده و از لحاظ فنی هم در سطح قابل قبولی قرارداشته باشد قاعدتا نباید برای آن تاریخ مصرف قرارداد. مگراینکه مسائل جانبی و حاشیه ای در آن دخیل باشند. ۲۹- او کارهای استینگ – التون جان – گروه کمل و سوپر ترامپ را خیلی دوست دارد ودلیل آن این است که آنها سبک خودشان را دارند و موج تازه ای را با کارهایشان به وجود آوردند . ۳۰- او اعتقاد دارد کسی که موسیقی کار می کند واقعا عاشق این هنر است .آنها عاشقانه کار می کنند و اهمیت هم ندارد که کسی کجا و چه سبکی می خواند یا می نوازد. ۳۱ – به غیر از موسیقی بیشتر فیلم نگاه می کند و کتاب می خواند . ۳۲ - ۷صبح می خوابد چون شبها بهتر کار می کند و بیشتر ۱۱-۱۲ ظهر بیدار می شود . ۳۳ – علاقه ای خاص که به سینما دارد ولی با فیلم سازها همکاری نمی کند چون اعتقاد دارد صدایش یک جوریست که به درد همکاری با فیلم نمی خورد . یعنی یک ذره اگر در فیلم ناله و اینها باشد کار او نیست . حتما باید شمشیر و خون و خونریزی در آن باشد که به صدایش بیاید . ۳۴ – چون خیلی اهل بیرون رفتن نیست . تنها پل ارتباطی اش با مخاطب ، اینترنت و سایتش است . ۳۵ – ایمیلش را هر روز چک می کند و آنهایی را که لازم باشد خودش جواب می دهد 36 - دوستی دیرینه ای با مهران مدیری و سیامک انصاری دارد . در واقع سیامک از کودکی همسایه دیوار به دیوار او بوده است . 37- تیم فوتبال آرژانیتن تیم مورد علاقه او است . 38– او معتقد است حضور خوانندگان با صداهای تقلیدی و تکراری ، نشان از شرایط نابسامان در موسیقی می‌دهد. 39– امیرالمومنین (ع) تاثیرگذارترین شخصیت در زندگی او است . او در مورد حضرت علی (ع) یک برداشت شخصی دارد که بخشی از آن به تعلیمات زندگی اش برمیگردد و بخشی از آن به مطالعاتی که درباره ایشان دارد . خیلی وقتها زمانی که درباره عملی مشکوک هست ، به این برداشت رجوع میکند و از خودش می پرسد اگر حضرت امیرالمومنین بودند چه میکردند و چه می گفتند ؟

مثل تفاوت زورخانه و باشگاه بدنسازی می ماند! هنوز هم که هنوز است، وقتی از دور به ماجرا نگاه کنی، قهرمانان زورخانه ای حرف های بیشتری دارند و هم دم گوشی(!) محبوبیت بیشتری، حالا همین، حکایت نسل اول موسیقی پاپ ایرانی بعد از انقلاب است! هنوز یک محبوبیت نهفته، یک شأن والا و از همه مهم تر یک تاثیرگذاری خاص در بین اهالی و طرفداران موسیقی دارند و این ادعا را می شود در آخرین آلبوم هایشان سراغ گرفت. از هر زاویه ای هم فکر کنیم، باز به این نتیجه می رسیم که از میان نسل اولی های موسیقی پاپ بعد از انقلاب، محمد اصفهانی و علیرضا عصار بعد از 15 سال حضور مستمر در دنیای موسیقی ایرانی، علاقه مندان وفادار زیادی دارند؛ یعنی همین که وارد گود می شوند. بقیه باید گوش هایشان را تیز کنند و حرکاتشان را با برنامه های آنها تنظیم کنند. شاید در این مثال کمی اغراق کرده باشیم ولی تندترین منتقدان هم منصفانه قبول دارند که این دو خواننده به همراه چند نفر دیگر (که این روزها محبوبیت و اقبال سابق را دارند)، بنیان های موسیقی پاپ ایرانی بعد از انقلاب شدند. بعد از «بی واژه» محمد اصفهانی که برخی علاقه مندانش را راضی نکرد ولی خوب فروخت. نوبت به چهره سنتی دیگر موسیقی پاپ ایران رسیده؛ علیرضا عصاری که چندین و چند سالی می شود درست مثل هم نسلش سکوت پنج ساله اختیار کرده، تنها کنسرت های معدود داشته و حالا پنج ماه بعد از اصفهانی، آلبوم جدیدش را به بازار فرستاده و در همین ماه آلبوم بعدی اش هم روی پیشخوان ها قرار می گیرد. او کسی است که با صدای متفاوت و شعرهای گیرایش تا حد زیادی توانست دنیای موسیقی ما را کامل تر کند و با دکلمه خوانی های منحصر بفردش راه های دیگری هم برای ماندگاری امتحان کند. علیرضا عصار، زیاد اهل مصاحبه نیست. حاشیه خاصی ندارد و سکوت را بر جنجال سازی های مرسوم موسیقایی ترجیح می دهد. ولی انتشار دو آلبوم از او به فاصله سه هفته، خودش به اندازه کافی هیجان انگیز بود که سراغش برویم و با یک مصاحبه بازگشت رسمی اش به گود موسیقی را جشن بگیریم! بالاخره پهلوان زنده را عشق است... علیرضا عصار از سختی ها و ظرافت های نفس کشیدن 14 ساله در دنیای پاپ ایرانی می گوید. دنیای موسیقی منتظر کسی نمی ماند مصاحبه با علیرضا عصار در هر برهه زمانی ای که باشد، لذتبخش است و سخت. «لذتبخش» از آن جهت که انسان مهربانی است. آرام، صمیمی و دوست داشتنی و «سخت» برای آنکه گزیده و با وسواس حرف می زند. در صحبت ها هیجان زده نمی شود و درباره اتفاقات حاشیه ای و بقیه هم صنفانش ابدا نکته ای نمی گوید (و به این پیمان خود خواسته حسابی پایبند است و کوتاه هم نمی آید). او در عکس گرفتن هم همین ویژگی ها را از یاد نمی برد؛ خنده ناب و لحن صمیمی اش را دارد ولی روبروی دوربین که می ایستد، ژست آشنا و همیشگی اش را نگه می دارد و با نکته سنجی فراوان، عکس ها را گزینش می کند. همه این ها یعنی وقتی در شب بارانی و پرترافیک یوسف آباد در خانه دنج و خوش منظرش، مهمان می شوی تا در کنار پیانوی مجهز و مبلمان باسلیقه اش، درباره آلبوم آخرو شکستن سکوت چندساله حرف بزند، از تمام 2 ساعت گفت و گو حسابی «لذت» برده ای، ولی هیچ تیتری در ذهنت نمانده که سروصدا کند و جنجالی به راه بیاندازد؛ و این دقیقا همان نکته «سخت» ماجراست. حتما شما هم که این مصاحبه را می خوانید. در دام گیر و گرفت این لذت و سختی خواهید افتاد؛ مراقب باشید! *فاصله و دوری پنج ساله تان از مخاطبان زیاد نیست؟ در همه این مدت طولانی، تنها کنسرت های سالانه داشتید و تمام. حق با شماست؛ هر هنرمندی با چنین فاصله زیادی مواجه شود، قطعا در معرض خطر قرار می گیرد. این مختص من و کلا موسیقی ما نیست. در هر جای دنیا اگر این اتفاق بیفتد، باعث لطمه خوردن به هر هنرمندی می شود. موسیقی و کلا هنر در حال پیشرفت است و منتظر کسی هم نمی ماند. آدم های جدید و سبک های جدید در طول سال ها وارد معرکه می شوند. علی الخصوص ما که کانال های ارتباطی با مخاطبانمان خیلی خیلی محدود است و تنها به انتشار آلبوم منتهی می شود. اما در کل، بخشی از این دوری 5 ساله ناخواسته بود و بخشی هم شاید دل بخواه. بعد از «نهان مکن» من حدود یک سال و نیم در حلا استراحت و فکر بودم که می خواهم چه مسیری را در ادامه راه هنری ام طی کنم. ولی واقعا اصلا این طور نبود که من مثلا به یک دلیل مشخص آلبوم ندادم. دلایل مختلف با درصدهای اهمیت مختلف باعث شدند که این دوری 5 ساله بوجود بیاید. *ولی با این حال بازهم مخاطبان شما ریزش نکردند. از میزان فروش این آلبوم که بگذریم،مثلا همیشه و در همه این سال ها در کوتاه ترین زمان ممکن بلیت های کنسرت شمابه فروش می رفت. دلیلش چیست؟ از ریزش مخاطب نمی ترسیدید یا اطمینمان داشتید به مخاطبانتان؟ جواب من به این سوال شاید از بیرون خیلی کلیشه ای به نظر برسد ولی واقعا حقیقتی است که من به شخصه به آن اعتقاد دارم و بارها هم روی استیج درموردش صحبت کرده ام. من همیشه این جمله را در همه کنسرت هایم گفته ام که به جنس مخاطبانم همیشه افتخار کرده ام و می کنم. این حرف و صحبت یک بحث کیفی است نه کمی من از 14 سال پیش وارد این عرصه شده ام و می خوانم. مسیر طولانی ای است این 14 سال، سال 87 (بعد از آن همه مدت سکوت، بعد سه سال) وقتی قرار شد کنسرت داشته باشیم، بی تعارف بگویم که دلهره داشتم. استرس داشتم وقتی می رفتم روی استیج ولی وقتی فهمیدم بلیت ها با آن سرعت فروش رفته اند و مردم در سالن، ترانه های 10 سال قبل من را از حلظ و بلند می خوانند، به این نتیجه رسیدم که نوع این ارتباط درست بوده؛ من هیچوقت چیزی که باور نداشته باشم را نمی خوانم. خیلی چیزها را باید رعایت کنی. باید با مخاطب روراست باشی. همیشه به شعورش احترام بگذاری، مجموع و برآیند این رفتارهاست که باعث می شوند به قول شما، مخاطب بماند و پا به پای تو پیش برود. *خب در همه این سال های سکوت، دغدغه جلب نظر جوانان (نسل جدید شنونده موسیقی) نداشتید؟ فکر نمی کردید که باید به لحن و زبان آن ها نزدیک شوید؟ ببینید، این دغدغه ها را که همه ما همیشه داریم. حتی اگر هر سال هم آلبوم داشته باشیم، باز هم این جزیی از دغدغه هایت خواهد بود. برای اینکه این نسل همچنان در حال تغییر است. من مخاطبانی را دارم که از 14 سال پیش با من بوده اند و حالا بچه دارند. آیا بچه او هم مخاطب من هست هنوز؟ من توانسته ام این توازن را بین دو سال حفظ کنم؟ این ها چیزهایی نیست که بشود قاطعانه درموردشان صحبت کرد و گفت موفقیم یا نه. اما چیزی که من می توانم قاطعانه درمورد آن بگویم این است که من در آخرین برنامه ام، از همه قشری و همه سنی در سالن می دیدم که از حفظ ترانه ها را می خواندند. البته اینکه تو بتوانی همه سلیقه ها را ارضا کنی کار مشکل و سختی است ولی در کل، تو روزگاری در تنهایی ات یک لیوان چای برای خودت می ریزی، می نشینی و فکر می کنی به همه عمر هنری ات و مجموع این اتفاقات برآیندشان یک حس درونی است که یا راضی هستی یا نیستی. برای من در این لحظه، مهم این است که من وقتی در تنهایی هایم می نشینم و فکر می کنم، از فعالیت هنری ام راضی ام. احساس می کنم که اشتباه مهلکی تا به حال نداشته ام. *ولی یک سری مولفه هایی برای نزدیک به همه نسل ها داشته اید. مثلا در آلبوم جدیدتان، برای نزدیک شدن به نسل جدید و ایجاد ارتباط با آن ها چه فکری کردید؟ فکرهایی داشته ایم و برخی از آن ها را هم عملی کرده ایم، ولی من زیاد نمی توانم از اصل خودم یا شأن خودم دور شوم. برای نزدیک ترشدن به این نسل، من مجبور به فاصله گرفتن از اصل خودم هستم و این باعث می شود کارها و آثارم خلوصش را از دست بدهد. ولی در کل ذائقه عموم چیزی نیست که در کنترل من و بقیه همکاران من باشد. یک جریان کلی ای است، یک تصمیم گیری های کلی ای هست که شاید در نگاه اول زیاد به چشم نیاید، ولی بعد از گذشت دو، سه سال می بینی که چه آثار مهلکی را در پی داشته است؛ مثلا موسیقی در ایران از نوع پایش چندسالی است که کمتر از طریق رسانه ملی تحویل گرفته می شود. خب همین باعث می شود که مردم به سمت کانال های ماهواره ای بروندو تاثیر و فرهنگی متفاوت از آن چیزی که در ---------- گذاری های کلان جامعه است، بوجود بیاید. چاره کار این است که در بخش تولید و پخش آثار موسیقی، کیفیت را در داخل کشور بالا ببریم. باید بافت ذهنی مخاطبانمان را تغییر بدهیم. اینکه من می گویم به شعور مخاطبانم همیشه احترام گذاشته ام، همینی است که می بینم. اینکه همه آنهایی که در این سال ها با من بوده اند، باز هم رفته اند و آلبوم جدید من را خریده اند. این 5 سال نبودن، ماهواره و... باعث نشده آن ها دیگر سراغ آثار من نیایند. خب این برای من افتخار است. *فکر می کنید نسبت به آلبوم اولتان سلیقه مخاطبان موسیقی چقدر تغییر کرده؛ یعنی اگر قرار باشد آن نسل اول را با نسل جدید مخاطبان مقایسه کنید، چه تغییرهایی را حس می کنید؟ قطعا ضعف خودمان را نمی توانیم گردن مخاطب بیندازمی. این اشتباه است. من خیلی دیده ام که هنرمندی به سمت آفرینش اثری هنری (و نه بازاری) می رود و پس از عدم استقبال، می گوید مخاطب اصل موضوع را نتوانست بگیرد و کار را نفهمید. این شاید تنها دو درصد درست باشد و مثلا مخاطب عام برخی مولفه های اثر فاخر را نتواند کنکاش کند، ولی در کل قطعا این طور نیست. مثلا زمانی که ما (نسل اول موسیقی پاپ) شروع کردیم، نگاه کلی سیستم به موسیقی فرق می کرد؛ تلویزیون موسیقی ما را پخش می کرد، دانلود و اینترنت به معنای کنونی اش و با این حجم وجود نداشت، شبکه های ماهواره ای هم همین طور. وقتی من «کوچ عاشقانه» را منتشر می کردم، می فهمیدم که چه آخر و عاقبتی برای آلوم بوجود آمده، چند نفر خریده اند و شنیده اند. بازتاب ها خیلی روشن و واضح می رسید. الان خیلی فرق کرده؛ به واسطه حضور ماهواره و اینترنت، سلیقه ها خیلی فرق کرده. به هرحال تو هر چیزی را که بشنوی به آن عادت می کنی. همین باعث تغییر در سلیقه ات می شود. این روزها موسیقی من و امثال من دیگر شنیده نمی شود. من یک سری مخاطب دارم که می روند و آلبوم را می خرند و گوش می دهند؛ همین در سال های دور شما هر کانال تلویزیونی ای را که می زدید یا صدای من در حال پخش بود یا محمد اصفهانی یا حسین زمان یا خشایار اعتمادی یا قاسم افشار و... یعنی موسیقی شنیده می شد. ولی الان این طور نیست. باید شما مخاطب علیرضا عصار باشی که بروی و آلبوم را بگیری گوش کنی؛ در غیر این صورت، نه در تلویزیون شنیده می شوی و نه از رسانه های دیگر. یعنی ما این وسط مهجور واقع شده ایم. آنهایی که کارهایشان را ماهواره (کانال های دیگر) در حال پخش است، بیشتر و بهتر از مایی که باید مجوز بگیریم و کار کنیم، شنیده می شوند. این اجحاب است و باعث شنیده نشدن و لطمه خوردن به کلیت کار می شود. پس در درازمدت، این به ذائقه عمومی هم سرایت پیدا می کندو تاثیر می گذارد دیگر. *همین جا یک پرانتز باز کنیم؛ در صحبت هایتان اسامی ای را آوردید که به نسل اول پاپ پس از انقلاب مربوط می شوند. دلایل ماندگاری برخی از این نسل اولی ها و سقوط برخی دیگر را بدانیم؟ چطور ارزیابی می کنید؟ خیلی سوال سختی است... اول اینکه من درباره اشخاص اظهارنظر و قضاوت نمی کنم. این قرار همیشگی من است. *نه به معنای مصداقی، کلی بگویید... این سوال را باید در نگاه جهانی پاسخ داد. در همه جهان بوده اند گروه هایی که در برهه های مختلف آمده اند و کارشان به شدت موردتوجه قرار گرفته ولی در کوتاه مدت هتمه یاد و خاطره شان از بین رفته و چیزی از آن ها در تاریخ باقی نمانده است. این موسیقی پینک فلوید هم داشته، بیتلز، استینگ و بقیه هم داشته. خوب این ها چطور به ماندگاری رسیده اند؟ آن ها دنبال کرده اند کارشان را و سعی کرده اند هم مسیر با نسل ها پیش بروند. ضمنا این کار، تعارف بردار نیست؛ یا جنس ماندگاری را داری یا نداری. این فاکتورها، یکی دوتا نیست که من نام ببرم، بلکه مجموعه ای از عوامل به هم پیوسته ای است و به اضافه نکه مهم یبه نام شانس! این ها باعث می شوند که یک اثر بماند و در درازمدت هم لطمه ای به آن وارد نشود. بعضی از نسل های مختلف مویسقی دارند این خصوصیات را و برخی هم ندارند. *می گویند عصار در «محتسب» با حفظ همه مولفه ها و استایل کاری اش تا حدودی سعی کرده آلبومش را به سلیقه عموم نزدیک کند و کار جدیدش «پاپ» تر از کارهای قبلی به نظر می رسد. این نظر را قبول دارید؟ خب اگر نظر شما در مورد آلبوم این است، من منتهاالیه آرزوهایم برای این آلبوم همین طرز برداشت بوده که با دورنشدن از خود واقعی اش، امروزی تر و آپدیت تر شده با شم. مثلا همین «تکلیفو روشن کن» را در کنسرت ها با تنظیم دیگری خواندم و برای آلبوم با تنظیم دیگری اجرا شد تا در ژانر «خیال نکن نباشی» یا «یکی از ما داره باز به او یکی دروغ میگه» باشد. یعنی تلاشی داشته ایم با حفظ همان روش و استایل همیشگی. سعی من همین بوده و امیدوارم بقیه هم این نظر را داشته باشند. *در این آلبوم هم شما فضای کلی را حفظ کرده اید. یعنی یک ترک با تنظیم متفاوت، شعرهایی از مولوی و ترانه هایی با جنس اجتماعی. ولی چه اتفاقی افتاد که سراغ پروین اعتصامی و شعرهایش رفتید؟ کلا گویش ایشان را دوست دارم و اتفاقا یکی دیگر از اشعار ایشان را هم پیدا کرده ام که شاید در آینده ای نه چندان دور – برای آلبوم بعدی – سراغش بروم. مفهوم کلی شعر را پسندیدم و انتخاب کردم. *چرا برای شعر فاضل نظری هیچ ملودی ای طراحی نشده بود؟ این شعر را دوست داشتم و می خواستم در آلبومم باشد. احساس کردم اگر ملودی اضافه شود، امکان دارد معنای شعر را تغییر دهد، پس خواستمنن که دکلمه باشد. *مدتی است که دیگر ترک های دوصدایی اجرا نمی کنید؟ دلیل خاصی داشته؟ همان هایی که اتفاق افتاد، مثل باغ زندگی یا قدسیان آسمان، این نبوده که نقشه یا برنامه خاصی داشته باشیم و حالا ادامه اش ندهیم. بلکه فضای کار باید اجازه بدهد؛ مثلا برای همان قدسیان هم گفته ام که برنامه نداشتیم که آقای اصفهانی بخواند؛ ما در استودیو پژواک داشتیم کار را ضبط می کردیم که ایشان هم وارد شد و خیلی خوشش آمد. بخش هایی از شعر را زمزمه کرد (همین بخش هایی که خوانده) و دیدیم که چه رنگ و لعابی داد به کار. خواهش کردم که بیاید اجرا کند و رفت در استودیو خواند. قرار قبلی هم نداشتیم که محمد بیاید، بخواند. اتفاق افتاد. برعکسش هم رخ داده؛ کار آقای شهبازیان برای حج را آقای اصفهانی قرار بود بخواند و من رفتم که به استودیو سر بزنم، گفتند برو دو خط دکلمه کن. این اتفاق ها به همین راحتی می افتد! *شاید انتظار این بود که بعد از 5 سال، کار خفنی (یا همان ویژه ای) برای این آلبوم می کردید تا همه شگفت زده شوند؛ مثلا ویدئویی، چیزی... (با خنده؛) حالا ویدئو شده خفن؟ لابد چون خودم آدم خفنی نیستم، نشده؛ انشالله در آلبوم بعدی به این چیزها بیشتر فکر می کنم! *خودتان به این آلبوم چه نمره ای می دهید؟ چقدر سلیقه خود شما را توانست برآورده کند؟ خودم آلبوم را خیلی دوست دارم. اهل نمره دادن هم نیستم کلا. (با خنده؛) اگر دوست نداشتم که فاصله مان با شنونده 6 ساله می شد. باید کمی بیشتر از تاریخ انتشار بگذرد تا بشود از بازتاب ها بیشتر در این مورد صحبت کرد. می توانم این سوال را و بحث های قضاوت و داوری درباره آن را 20 روز دیگر قاطعانه جواب بدهم. *گویا آلوبم دومتان درباره دفاع مقدس و بچه های جنگ است. این سوال برایمان پیش می آید که برای خواندن آلبومی برای دفاع مقدس، نگران برچسب ها نبودید؟ هیچ کاری را سفاری نمی خوانم؛ اصولا اگر شعری را قبول نداشته باشم، نمی خوانم. نگران این هم نیستم که چه انگی به من می زنند. علاقه شخصی دارم به بچه های جنگ که درباره شان بخوانم، حس خوبی دارم. بدانید که من نه این کار را می کنم که کسی از من خوشش بیاید و نه اساسا واهمه ای دارم که کسی از من به خاطر بیان حقایق بدش بیاید. *شما چقدر فرزند زمانه خودتان هستید؟ در این روزگار خیلی سخت است که فرزند زمانه خودت باشی. زمانه، زمانه سختی است و روز به روز هم عجیب تر می شود. در خیلی اوقات ترجیح می دهم که فرزند زمانه خودم نباشم. شرایط عجیب و غریبی را در حال گذراندن هستیم و من از خیلی اتفاقات این روزها نمی توانم سردر بیاورم. این سر درنیاوردن ها طبیعتا در روزگار ما هم تاثیر می گذارد. مهم ولی این است که سعی کرده ام عقب نیفتم از ذهن خودم. از شرایط پیرامون ام.

 در صورت تمایل به  فعال سازی آهنگ پیشواز،  کد آهنگ مورد نظر را از خط ایرانسل خود به ۷۵۷۵ ارسال کنید 

در زیر آهنگهای پیشواز از آثار علیرضا عصار را می بینید

 

نام آهنگ   ……………    کد آهنگ    …………    (متنی از ترانه)

ای کاروان ————-  ۲۲۱۵۷۶ ———- (ای کاروان ، ای کاروان ، من دزد شبرو نیستم …)خیابان خوابها ———– ۲۲۱۶۶۳ ———- (باز بوی باورم خاکستریست ، صفحه های دفترم خاکستریست …)خیال نکن ————– ۲۲۱۶۶۴ ———- (خیال نکن نباشی ، بدون تو می میرم ، گفته بودم عاشقم …)دیوونگی ————– ۲۲۱۶۶۰ ———- (اون منم که عاشقونه ، شعر چشماتو میگفتم …)عشق الهی ۱ ———- ۲۲۱۶۶۱ ———- (از خویش برستم من ، بر سجده نشستم من ، پیشم همه غیر آمد …)عشق الهی ۲ ———- ۲۲۱۶۶۲ ———- (می چرخمو ، می رقصمو ، می نوشم از این جام …)شبانه —————- ۲۲۱۷۴۳ ———– (پشت سر بن بست دلتنگی ، روبرو دیوارها سنگی …)عیدانه ————— ۴۴۱۲۰۸ ———– (معشوقه به سامان شد ، تاباد چنین بادا ، کفرش همه ایمان شد …)راه محرم ———— ۵۵۱۴۶۲ ———– (باز از راه محرم غم رسید ، برزمین و آسمان ماتم رسید …)نسل سلمان ———– ۵۵۱۴۶۳ ———- (سجده در مسجد حسینا مشکل است این بنا از دل نباشد از گل است …)حسرت دینار ———- ۵۵۱۴۶۴ ———- (چشمه چشمه مشک میجوشد ز آب ، وای از دستان پور بوتراب …)سجاده عشق ———- ۵۵۱۴۶۵ ———- (ظهر خون مولا به تسبیح و نماز ، در میان خیمه ها راز و نیاز …)بوی خون ———— ۵۵۱۴۶۶ ———- (بوی خون در کوچه ها آید همی ، یاد یار مهربان آید همی …)هجر یاران ———– ۵۵۱۴۶۷ ———- (عاقبت دیدی که خون سجاده شد ، بعد از این دیگر معما ساده شد …)نماز عشق ———– ۵۵۱۴۶۸ ———- (او نماز عشق را تفسیر کرد ، نانجیبان را غل و زنجیر کرد …)مسلمانان ———— ۲۲۱۶۶۵ ———- (برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید تو هم ای دل ز من گمشو …)وطن ————– ۳۳۱۱۳۳۰ ———- (وطن یعنی گذشته ، حال ، فردا ، تمام سهم یک ملت ز دنیا … )من بی دل ———– ۳۳۱۱۳۲۸ ——— (بی سپر ترینم از عشق بسه نازنین روا نیست بزنی تیشه به ریشم …)شکار من ———– ۳۳۱۱۳۲۹ ———- (تو از شکار من میای ، شکار مردی که می خواست …)چنگ وعود ——— ۳۳۱۱۳۲۵ ———- (دانی که چنگعود چه تقدیر میکند ، پنهان خوری باده که تعذیر می کند …)ای عاشقان ——— ۳۳۱۱۳۲۷ ———- (ای عاشقان ، ای عاشقان ، دل را چراغانی کنید …)اشتباه بود ———- ۳۳۱۱۳۲۶ ———- (چه شبایی گریه کردم تو به حالم خنده کردی …)یکی از ما ——— ۳۳۱۱۳۳۱ ———– (یکی از ما داره باز به اون یکی دروغ میگه …)

 برای جایگزین کردن آهنگ پیشوازتان به آهنگ پیشواز جدید باید به صورت زیر عمل کنیدتماس / ok / yes # کد آهنگ جایگزین (جدید) * کد آهنگ موجود (فعلی) * ۶*۷۷۷*


edit Show biography history